تبليغاتX
مرد تنها

وقتی نیستی

وقتی نیستی خونمون با من غریبی می کنه

 

دل اگه میگه صبورم خودفریبی می کنه

 

صدای قناری محزون و غم آلود میشه

 

واسه من هر چی که هست و نیست نابود میشه

 

وقتی نیستی گل هستی خشک و بی رنگ میشه

 

نمی دونی چقدر دلم برات تنگ میشه

 

وقتی نیستی گلای باغچه نگاهم می کنن

 

با زبون بی زبون بسته محکوم به گناهم می کنن

 

گلا میگن که با داشتن یه دنیا خاطره

 

چرا دیوونگی کردی و گذاشتی که بره

 

وقتی نیستی همه ی پنجره ها بسته میشن

 

با سکوت تو خونه قناری ها خسته میشن

 

روز واسم هفته میشه هفته برام ماه میشه

 

نفسم به یاد تو یکی یکی آه میشه

|+| نوشته شده توسط فرید عسکری در شنبه بیستم مرداد 1386 ساعت 9 قبل از ظهر |